نامه ي عمر
بسم الله الرحمن الرحيم
از عمر بن الخطاب خليفه ي مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارس؛
يزدگرد، من آينده ي روشني براي تو و ملت تو نمي بينم
مگر اينکه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت کني
تو سابقا بر نصف جهان حکم مي راندي
ولي اکنون که سپاهيان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند
و ملت تو در حال فروپاشي است
من به تو راهي را پيشنهاد مي کنم تا جانت را نجات دهي
شروع کن به پرستش خداي واحد ، به يکتا پرستي
به عبادت خداي يکتا که همه چيز را او آفريده
ما براي تو و براي تمام جهان پيام او را آورده ايم
او که خداي راستين است
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده
که آنها نيز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند
به ما بپيوند؛ الله اکبر را پرستش کن که خداي راستين است
و خالق جهان الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاري بپذير
به راه کفر آميز خود پايان بده و اسلام بياور
و الله اکبر را منجي خود بدان
با اين کار زندگي خودت را نجات بده و صلح را براي پارسيان بدست آر
اگر بهترين انتخاب را مي خواهي براي 1 عجم ها
( لقبي که عربها به پارسيان مي دادند و به معني کودن و لال است 1 )
انجام دهي با من بيعت کن
الله اکبر
خليفه ي مسلمين، عمربن الخطاب
****************************************
نامه ي يزد گرد
به نام اهورا مزدا، آفريننده ي زندگي و خرد
از شاه شاهان ، شاه پارس ، شاه سرزمينهاي پرشمار
شاه آريايي ها و غير آريايي ها ، شاه پارسيان و نژادهاي ديگر
از جمله عربها ، شاه فرمانروايي پارس
يزدگرد سوم ساساني به عمربن الخطاب خليفه ي 1 تازيان
( لقبي که پارسيان به عربها مي دادند و به معني سگ شکاري است 1)
تو در نامه ات نوشته اي مي خواهي ما را به راه راست هدايت کني
به راه خداي راستينت ، الله اکبر، بدون اينکه هيچگونه
آگاهي داشته باشي که ما که هستيم و چه را مي پرستيم
اين بسيار شگفت انگيز است که تو لقب فرمانرواي عربها را
براي خودت غصب کرده اي ؛ آگاهي و دانش تو نسبت به امور دنيا به همان اندازه ي عربهاي پست و مزخرف گو و سرگردان در بيابانهاي عربستان و انسانهاي عقب مانده ي بيابان گرد است
مردک ! تو به من پيشنهاد مي کني که خداوند يکتا را بپرستم
در حاليکه نمي داني هزاران سال است که ايرانيان
خداوند يکتا اهورامزدا را مي پرستند
و روزي پنج بار به درگاه او نماز مي خوانند هزاران سال است که در ايران ، سرزمين فرهنگ و هنر اين رويه ي زندگي روزمره ي ماست
زماني که ما داشتيم مهرباني و کردار نيک را در جهان مي پرورانديم
و پرچم پندار نيک ، گفتار نيک ، کردار نيک را
در دستهايمان به اهتزاز درمي آورديم
تو و پدران تو داشتند سوسمار ميخوردند
و دخترانتان را زنده بگور مي کرديد شما تازيان که دم از الله مي زنيد براي آفريده هاي خدا
هيچ ارزشي قائل نيستيد ، شما فرزندان خدا را گردن مي زنيد
اسراي جنگي را مي کشيد ، به زنها تجاوز مي کنيد
دختران خود را زنده به گور مي کنيد
به کاروانها شبيخون مي زنيد دسته دسته مردم را مي کشيد
زنان مردم را مي دزديد
و اموال آنها را سرقت مي کنيد
قلب شما از سنگ ساخته شده است
ما تمام اين اعمال شيطاني را که شما انجام مي دهيد محکوم مي کنيم
حال با اينهمه اعمال قبيح که انجام مي دهيد
چگونه مي خواهيد به ما درس خداشناسي بدهيد
تو به من مي گويي از پرستش آتش دست بردارم
ما ايرانيان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در
نور خورشيد و گرمي آتش مي بينيم
نور و گرماي خورشيد و آتش ما را قادر مي سازد که نور حقيقت را ببينيم و قلبهايمان براي نزديکي به خالق و به همنوع گرم شود
اين به ما کمک مي کند تا با همديگر مهربانتر باشيم و
اين نور اهورايي را در اعماق قلبمان روشن مي سازد
خداي ما اهورامزدا ست و اين بسيار شگفت انگيز است که شما تازه او را کشف کرده ايد و نام الله را بر روي آن گذارده
ايد
اما ما و شما در يک سطح و مرتبه نيستيم
ما به همنوع کمک مي کنيم ، ما عشق را در ميان آدميان قسمت مي کنيم ، ما پندار نيک را در بين انسانها ترويج مي کنيم
ما هزاران سال است که فرهنگ پيشرفته ي خود را با احترام
به فرهنگ هاي ديگر بر روي زمين مي گسترانيم
در حالي که شما به نام الله به سرزمينهاي ديگر حمله مي کنيد
مردم را دسته دسته قتل عام مي کنيد ، قحطي به ارمغان مي آوريد
و ترس و تهي دستي به راه مي اندازيد
شما اعمال شيطاني را به نام الله انجام مي دهيد
چه کسي مسئول اينهمه فاجعه است؟
آيا الله به شما دستور داده قتل کنيد ، غارت کنيد و ويران کنيد ؟
يا اينکه پيروان الله به نام او اين کارها را انجام مي دهند ؟ و يا هردو ؟
شما مي خواهيد عشق به خدا را با نظامي گري و قدرت شمشير هايتان
به مردم ياد بدهيد. شما بيابان گردهاي وحشي مي خواهيد
به ملت متمدني مثل ما درس خداشناسي بدهيد
ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داريم
تو بجز نظامي گري ، وحشي گري ، قتل و جنايت
چه چيزي را به ارتش عربها ياد داده اي
چه دانش و علمي را به مسلمانان ياد داده اي
که حالا اصرار داري به غير مسلمانان نيز ياد بدهي ؟
چه دانش و فرهنگي را از الله ات آموخته اي
که اکنون مي خواهي به زور به ديگران هم بياموزي ؟
افسوس و اي افسوس که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خداي خودشان را
اين بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند
ولي اينبار با زور شمشير بايد عربي نماز بخوانند
چون گويا الله شما فقط عربي مي فهمد
من پيشنهاد مي کنم که تو و همدستانت به همان بيابانهايي
که سابقا عادت داشتيد در آن زندگي کنيد ، برگرديد
آنها را برگردان به همان جايي که عادت داشتيد
جلوي آفتاب از گرما بسوزند
به همان زندگي قبيله اي ، به همان سوسمار خوردن ها
و شير شتر نوشيدنها
من تو را نهي مي کنم از اينکه اين دسته هاي دزد ( ارتش تازيان ) را در سرزمين آباد ما رها کني در شهر هاي متمدن ما و در ميان ملت پاکيزه ي ما
اين چهار پايان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند
زنان و فرزندان ما را بربايند
به زنهاي ما تجاوز کنند و دخترانمان را براي کنيزي به مکه بفرستند نگذار اين جنايات را به نام الله انجام دهند
به اين کارهاي جنايتکارانه پايان بده
آرياييها بخشنده ، خونگرم و مهمان نوازند
انسان هاي پاک به هر کجا که بروند تخم دوستي
عشق آگاهي و حقيقت را خواهند کاشت
بنابراين آنها تو و مردم تو را بخاطر اين کارهاي جنايتکارانه مجازات نخواهند کرد
من از تو مي خواهم که با الله اکبرت در همان بيابانهاي عربستان بماني
و به شهرهاي آباد و متمدن ما نزديک نشوي
بخاطر عقايد ترسناکت و بخاطر خوي وحشي گريت
يزدگرد سوم ساساني
شاه پارسيان
در تاريخ . مربوط به بخش : |